EN 0 0

«الهام» در مثنوی

7 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
در میان گریه خوابش در ربود
دید در خواب او که پیری رو نمود

در میان اشک و زاری، خواب او را فراگرفت و در خواب دید که بزرگی روحانی نمایان شد.

بیتِ 62 · حکایت پادشاه و کنیزک
گفت ای شه مژده حاجاتت رواست
گر غریبی آیدت فردا ز ماست‌‌

آن پیر گفت: «ای پادشاه، مژده باد که دعایت برآورده شد؛ اگر فردا غریبی نزدت آمد، بدان که او از جانبِ ماست.»

بیتِ 63 · حکایت پادشاه و کنیزک
چون که آید او حکیمی حاذق است
صادقش دان که امین و صادق است‌‌

«وقتی او آمد، بدان که طبیبی ماهر و تواناست؛ او را راست‌گو بدان، چرا که امانت‌دار و صادق است.»

بیتِ 64 · حکایت پادشاه و کنیزک
در علاجش سحر مطلق را ببین
در مزاجش قدرت حق را ببین‌‌

«در درمانِ او، سحرِ محض را تماشا کن؛ و در طبع و مزاجِ او، قدرتِ خداوند را مشاهده کن.»

بیتِ 65 · حکایت پادشاه و کنیزک
او نکشتش از برای طبع شاه
تا نیامد امر و الهام اله‌‌

او (طبیب الهی) آن مرد را برای خوشایند و رضایتِ خاطرِ پادشاه نکشت، بلکه این کار را تنها زمانی انجام داد که فرمان و الهامِ خداوند نازل شد.

بیتِ 223 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن که از حق یابد او وحی و جواب
هر چه فرماید بود عین صواب‌‌

هر کس که از جانبِ خداوند وحی و پاسخ دریافت کند، هر دستوری که بدهد کاملاً درست و عینِ صواب است.

بیتِ 225 · حکایت پادشاه و کنیزک
گر نبودی کارش الهام اله
او سگی بودی دراننده نه شاه‌‌

اگر کارِ او بر اساسِ الهام و فرمانِ الهی نبود، او همچون سگی درنده می‌بود نه یک پادشاه.

بیتِ 234 · حکایت پادشاه و کنیزک