EN 0 0

«تکبر» در مثنوی

4 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
جمله گفتندش که جان‌‌بازی کنیم
فهم گرد آریم و انبازی کنیم‌‌

همه پزشکان به او گفتند: «ما جان خود را به خطر می‌اندازیم، دانش و فهممان را گرد هم می‌آوریم و با یکدیگر همکاری خواهیم کرد.»

بیتِ 46 · حکایت پادشاه و کنیزک
هر یکی از ما مسیح عالمی است
هر الم را در کف ما مرهمی است‌‌

«هر یک از ما برای جهانی مانندِ مسیح شفابخش هستیم، و برای هر درد و رنجی، دارویی داریم.»

بیتِ 47 · حکایت پادشاه و کنیزک
گر خدا خواهد نگفتند از بطر
پس خدا بنمودشان عجز بشر

پزشکان از سرِ تکبر، «اگر خدا بخواهد» نگفتند؛ پس خداوند ناتوانیِ بشر را به آنان نشان داد.

بیتِ 48 · حکایت پادشاه و کنیزک
ترک استثنا مرادم قسوتی است
نی همین گفتن که عارض حالتی است‌‌

منظورم از «ترکِ استثنا» یا نگفتنِ ان‌شاءالله، همان سنگدلی و غفلتِ باطنی است، نه صرفاً به زبان نیاوردنِ کلمات که حالتی سطحی و گذرا است.

بیتِ 49 · حکایت پادشاه و کنیزک