EN 0 0

«ثنا» در مثنوی

3 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
چون به خویش آمد ز غرقاب فنا
خوش زبان بگشاد در مدح و ثنا

هنگامی که پادشاه از حالتِ محو و بی‌خودی در برابرِ خدا به هوش آمد، زبانی خوش به مدح و ستایشِ خداوند باز کرد.

بیتِ 57 · حکایت پادشاه و کنیزک
کای کمینه بخششت ملک جهان
من چه گویم چون تو می‌‌دانی نهان‌‌

«ای خدایی که کمترین بخششِ تو، مالکیتِ کل جهان است، من چه بگویم وقتی تو خود بر نهانِ همه چیز آگاهی؟»

بیتِ 58 · حکایت پادشاه و کنیزک
ای همیشه حاجت ما را پناه
بار دیگر ما غلط کردیم راه‌‌

«ای خدایی که همواره پناهگاه نیازهای ما هستی! ما دوباره اشتباه کردیم و راه را اشتباه رفتیم.»

بیتِ 59 · حکایت پادشاه و کنیزک