ابر برناید پی منع زکات
وز زنا افتد وبا اندر جهات
وز زنا افتد وبا اندر جهات
بهخاطر منع و ندادنِ زکات، ابری بارانزا پدید نمیآید، و به سبب شیوعِ زنا، بیماریِ وبا در همهجا گسترش مییابد.
بیتِ 88 · حکایت پادشاه و کنیزک6 بیت در مثنوی
تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوعبهخاطر منع و ندادنِ زکات، ابری بارانزا پدید نمیآید، و به سبب شیوعِ زنا، بیماریِ وبا در همهجا گسترش مییابد.
بیتِ 88 · حکایت پادشاه و کنیزکهر تاریکی و غم و اندوهی که به تو میرسد، همه ناشی از بیپروایی و بیادبیِ خودت است.
بیتِ 89 · حکایت پادشاه و کنیزک«آن کسی که مرا برای چیزی پستتر و بیارزشتر از خودم کشت، نمیداند که خونِ من آرام نخواهد گرفت و پایمال نخواهد شد.»
بیتِ 212 · حکایت پادشاه و کنیزک«امروز نوبتِ من است و فردا نوبتِ او خواهد بود؛ خونِ بیگناهی چون من چگونه میتواند اینگونه پایمال شود؟»
بیتِ 213 · حکایت پادشاه و کنیزک«هرچند دیوار سایهای بلند و دراز بر زمین میاندازد، اما آن سایه در نهایت دوباره بهسوی خودِ دیوار بازمیگردد.» (همانگونه که بازگشتِ پیامدِ اعمالِ انسان به خودِ او حتمی است.)
بیتِ 214 · حکایت پادشاه و کنیزک«این جهان مانند کوه است و رفتار و کردارِ ما همچون بانگ و فریادی که در آن میپیچد؛ سرانجام، بازگشت و پژواکِ هر بانگی بهسوی خودِ ما بازمیگردد.»
بیتِ 215 · حکایت پادشاه و کنیزک