EN 0 0

«جهل» در مثنوی

5 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
گفت هر دارو که ایشان کرده‌‌اند
آن عمارت نیست ویران کرده‌‌اند

گفت: «هر دارویی که آن پزشکان به کار برده‌اند، نه‌تنها آبادانی نیاورده، بلکه ویرانی به بار آورده است.»

بیتِ 104 · حکایت پادشاه و کنیزک
بی‌‌خبر بودند از حال درون
أستعیذ الله مما یفترون‌‌

آنان کاملاً از حالِ درونیِ بیمار بی‌خبر بودند؛ به خدا پناه می‌برم از آنچه به ناروا و بی‌بنیاد گفتند.

بیتِ 105 · حکایت پادشاه و کنیزک
کس به زیر دم خر خاری نهد
خر نداند دفع آن برمی‌‌جهد

مثلاً اگر کسی خاری زیرِ دُمِ الاغی بگذارد، الاغ راهِ برطرف‌کردن آن را نمی‌داند و ناگهان می‌پرد.

بیتِ 154 · حکایت پادشاه و کنیزک
برجهد وان خار محکم‌تر زند
عاقلی باید که خاری برکند

الاغ بالا و پایین می‌پرد و با این کار خار محکم‌تر و عمیق‌تر فرومی‌رود؛ عاقلی لازم است تا آن خار را بیرون بکشد.

بیتِ 155 · حکایت پادشاه و کنیزک
خر ز بهر دفع خار از سوز و درد
جفته می‌‌انداخت صد جا زخم کرد

الاغ برای رهایی از خار و به دلیل درد و سوزش، مدام جفتک می‌انداخت و با این کار، صد جای خودش را زخمی و مجروح کرد.

بیتِ 156 · حکایت پادشاه و کنیزک