EN 0 0

«حَذَر» در مثنوی

8 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
چون بسی ابلیس آدم‌روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست‌‌

چون بسیارند شیطان صفتانی که چهره آدمیزاد دارند، پس نباید به هر دستی دستِ بیعت داد.

بیتِ 316 · حکایت بقّال و طوطی
زانک صیاد آورد بانگ صفیر
تا فریبد مرغ را آن مرغ‌گیر

چراکه شکارچی صدای سوت و آواز پرنده را در می‌آورد، تا او را فریب دهد و به دام بیندازد.

بیتِ 317 · حکایت بقّال و طوطی
بشنود آن مرغ بانگ جنس خویش
از هوا آید بیابد دام و نیش‌‌

آن پرنده صدای هم‌نوع خود را می‌شنود و از آسمان فرود می‌آید، اما به‌جای هم‌نوع گرفتار تله و تیزی چاقوی صیاد شود.

بیتِ 318 · حکایت بقّال و طوطی
حرف درویشان بدزدد مرد دون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون‌‌

آدم فرومایه و نااهل سخنان و اصطلاحات درویشان را می‌دزدد تا با آن سحر یا نیرنگ، انسان ساده‌دلی را فریب دهد.

بیتِ 319 · حکایت بقّال و طوطی
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بی‌‌شرمی است‌‌

کار مردانِ الهی نورانیت و عشق بخشیدن است، اما کار مدعیانِ فرومایه حیله‌کردن و بی‌حیایی است.

بیتِ 320 · حکایت بقّال و طوطی
شیر پشمین از برای کد کنند
بو مسیلم را لقب احمد کنند

شیری از پشم می‌سازند تا با آن گدایی و کسب درآمد کنند، و به مسیلمهٔ دروغگو که ادعای پیامبری کرد لقب احمد (حضرت محمد ص) می‌دهند.

بیتِ 321 · حکایت بقّال و طوطی
بو مسیلم را لقب کذاب ماند
مر محمد را اولوالالباب ماند

اما لقب کذاب (دروغگو) بر مسیلمه ماند، و لقب اولوالالباب (خِرَدمند) برای محمد باقی ماند.

بیتِ 322 · حکایت بقّال و طوطی
آن شراب حق ختامش مشک ناب
باده را ختمش بود گند و عذاب‌‌

آن شراب حقیقی و الهی پایانش مُشکِ خالص و خوشبویی است، اما شراب دنیایی پایانش بدبویی و عذاب است.

بیتِ 323 · حکایت بقّال و طوطی