EN 0 0

«حکمت» در مثنوی

5 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
کشتن آن مرد بر دست حکیم
نی پی اومید بود و نی ز بیم‌‌

کشته‌شدن آن مرد (زرگر) به دستِ طبیبِ الهی، نه از سرِ هیچ امید و طمعی بود و نه از روی ترس و بیم.

بیتِ 222 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن پسر را کش خضر ببرید حلق
سر آن را درنیابد عام خلق‌‌

رازِ آن پسرِ نوجوانی را که خضرِ پیامبر گلویش را برید، مردمِ عادی درک نمی‌کنند.

بیتِ 224 · حکایت پادشاه و کنیزک
پاک بود از شهوت و حرص و هوا
نیک کرد او لیک نیک بدنما

او از هوای نفس، طمع و شهوت کاملاً پاک و مبرا بود؛ کاری که انجام داد نیک و شایسته بود، اگرچه در ظاهر زشت و بد به نظر می‌رسید.

بیتِ 235 · حکایت پادشاه و کنیزک
گر خضر در بحر کشتی را شکست
صد درستی در شکست خضر هست‌‌

مثلاً اگر حضرت خضر در میانِ دریا کشتی را سوراخ کرد و شکست، در همین شکستن و خراب‌کردن او، صدها حکمت، مصلحت و درستی نهفته است.

بیتِ 236 · حکایت پادشاه و کنیزک
وهم موسی با همه نور و هنر
شد از آن محجوب تو بی پر مپر

گمانِ حضرت موسی نیز با همهٔ نورانیت و کمالاتِ معنوی‌اش از فهم و درکِ آن رازها محروم ماند؛ پس تو که پر و بالی نداری، ادعای پرواز مکن و بی‌پروا پیش نرو.

بیتِ 237 · حکایت پادشاه و کنیزک