EN 0 0

«خلوت» در مثنوی

3 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
گفت ای شه خلوتی کن خانه را
دور کن هم خویش و هم بیگانه را

طبیب الهی گفت: «ای پادشاه، خانه را خلوت کن و هم خویشاوندان و هم بیگانگان را از آن دور ساز.»

بیتِ 144 · حکایت پادشاه و کنیزک
کس ندارد گوش در دهلیزها
تا بپرسم زین کنیزک چیزها

«مراقب باشید تا کسی در راهروها و دهلیزها گوش نایستاد، تا بتوانم از این کنیزک چیزهایی بپرسم.»

بیتِ 145 · حکایت پادشاه و کنیزک
خانه خالی ماند و یک دیار نی
جز طبیب و جز همان بیمار نی‌‌

خانه کاملاً خلوت شد و هیچ‌کس در آن نماند؛ جز آن طبیب الهی و همان کنیزِ بیمار، هیچ‌کس در آنجا نبود.

بیتِ 146 · حکایت پادشاه و کنیزک