EN 0 0

«خیال» در مثنوی

5 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
می‌‌رسید از دور مانند هلال
نیست بود و هست بر شکل خیال‌‌

او از دور مثلِ ماهِ نو، باریک و درخشان فرامی‌رسید و همچون یک صورت خیالی، هست‌نمای و نیست‌شکل به نظر می‌آمد (گاهی در نظر مجسم و گاهی از چشم غایب می‌شد).

بیتِ 69 · حکایت پادشاه و کنیزک
نیست‌وش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان‌‌

خیال در روانِ آدمی همچون چیزی است که هست و نیست؛ اما بنگر که چگونه تمام یک جهان بر همان خیال روان و استوار است.

بیتِ 70 · حکایت پادشاه و کنیزک
بر خیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان‌‌

صلح و جنگِ مردم بر پایهٔ خیالی بنا شده است، و افتخار و ننگِ آنان نیز از یک خیال نشأت گرفته است.

بیتِ 71 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن خیالاتی که دام اولیاست
عکس مه رویان بستان خداست‌‌

اما آن خیالاتی که دامِ صیدِ اولیای خداست، بازتابِ زیبارویانِ باغِ الهی است.

بیتِ 72 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن خیالی که شه اندر خواب دید
در رخ مهمان همی آمد پدید

همان تصویر خیالی که پادشاه در خواب دیده بود، در چهرهٔ آن مهمان آشکار و نمایان می‌شد.

بیتِ 73 · حکایت پادشاه و کنیزک