EN 0 0

«رِفق» در مثنوی

3 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
نرم‌نرمک گفت شهر تو کجاست
که علاج اهل هر شهری جداست‌‌

با نرمی و ملایمت پرسید: «شهرِ تو کجاست؟ چرا که درمان و علاجِ مردمِ هر شهری با شهرِ دیگر متفاوت است.»

بیتِ 147 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن حکیم خارچین استاد بود
دست می‌‌زد جابه‌جا می‌‌آزمود

آن طبیبِ خارشناس و خارکَن، استاد بود؛ دست بر جاهای مختلف می‌گذاشت و امتحان و بررسی می‌کرد.

بیتِ 157 · حکایت پادشاه و کنیزک
زان کنیزک بر طریق داستان
باز می‌‌پرسید حال دوستان‌‌

طبیب الهی در قالبِ روایت و داستان، از حالِ دوستان و آشنایانِ آن کنیزک پرس‌وجو می‌کرد.

بیتِ 158 · حکایت پادشاه و کنیزک