EN 0 0

«شفقت» در مثنوی

3 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
گفت دانستم که رنجت چیست زود
در خلاصت سحرها خواهم نمود

طبیب الهی گفت: «دریافتم که علّتِ بیماری‌ات چیست، و به‌سرعت برای رهایی و درمانِ تو افسون‌ها و جادوها خواهم کرد.»

بیتِ 171 · حکایت پادشاه و کنیزک
شاد باش و فارغ و ایمن که من
آن کنم با تو که باران با چمن‌‌

«شادمان، آسوده‌خاطر و در امان باش که من با تو کاری خواهم کرد که باران با سبزه و چمن می‌کند.»

بیتِ 172 · حکایت پادشاه و کنیزک
من غم تو می‌‌خورم تو غم مخور
بر تو من مشفق‌‌ترم از صد پدر

«من اندوه و نگرانی تو را به جان می‌خرم، پس تو دیگر غم مخور؛ چراکه من نسبت به تو از صد پدر مهربان‌تر و دلسوزترم.»

بیتِ 173 · حکایت پادشاه و کنیزک