EN 0 0

«صداقت» در مثنوی

4 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
با حکیم او قصه‌‌ها می‌‌گفت فاش
از مقام و خواجگان و شهرتاش‌‌

کنیزک آشکارا و بدون پنهان‌کاری، داستان‌ها و سرگذشتِ خود را از دیارش، اربابانش، و از همشهریانش برای طبیب بازگو می‌کرد.

بیتِ 159 · حکایت پادشاه و کنیزک
وعده‌‌ها و لطف‌های آن حکیم
کرد آن رنجور را ایمن ز بیم‌‌

نویدهای صادقانه و مهربانی‌های آن طبیبِ الهی، بیمارِ رنجور را از هرگونه بیم و هراس آسوده‌خاطر ساخت.

بیتِ 179 · حکایت پادشاه و کنیزک
وعده‌‌ها باشد حقیقی دل‌پذیر
وعده‌‌ها باشد مجازی تاسه‌‌گیر

برخی وعده‌ها راستین و دل‌نشین‌اند، و برخی وعده‌ها دروغین و اضطراب‌آور هستند .

بیتِ 180 · حکایت پادشاه و کنیزک
وعدهٔ اهل کرم گنج روان
وعدهٔ نااهل شد رنج روان‌‌

وعده و قولِ انسان‌های بزرگوار و بخشنده، گنجی جاری و سرمایه‌ای پایدار است؛ درحالی‌که وعدهٔ انسان‌های پست و نااهل، موجب رنج و عذابِ روح و جان می‌شود.

بیتِ 181 · حکایت پادشاه و کنیزک