EN 0 0

«کتمان» در مثنوی

9 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
دید رنج و کشف شد بر وی نهفت
لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت‌‌

رنج و بیماریِ او را دریافت و رازِ پنهانش بر او آشکار شد، اما آن را مخفی داشت و به پادشاه نگفت.

بیتِ 106 · حکایت پادشاه و کنیزک
گفتمش پوشیده خوش‌تر سر یار
خود تو در ضمن حکایت گوش دار

به او گفتم: «رازِ معشوق اگر پنهان و پوشیده بماند بهتر است؛ پس تو خودت این راز را در لابه‌لایِ این داستان گوش کن و دریاب.»

بیتِ 135 · حکایت پادشاه و کنیزک
فتنه و آشوب و خون‌‌ریزی مجوی
بیش از این از شمس تبریزی مگوی‌‌

«دنبالِ فتنه و آشوب و خون‌ریزی مباش، و دیگر از شمسِ تبریزی سخنی مگو.»

بیتِ 142 · حکایت پادشاه و کنیزک
هان و هان این راز را با کس مگو
گرچه از تو شه کند بس جستجو

«آگاه باش و مبادا این راز را با کسی در میان بگذاری، حتی اگر پادشاه دربارهٔ آن بسیار از تو پرس‌وجو کند.»

بیتِ 174 · حکایت پادشاه و کنیزک
چون که اسرارت نهان در دل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود

«هرگاه رازهایت را در دل پنهان نگه‌داری، بسیار سریع‌تر به خواسته و آرزوی خود خواهی رسید.»

بیتِ 175 · حکایت پادشاه و کنیزک
گفت پیغمبر که هر که سر نهفت
زود گردد با مراد خویش جفت‌‌

پیامبر (ص) فرمود: «هر کس رازِ دلِ خود را پنهان نگه دارد، به‌زودی به آرزوی خود می‌رسد.»

بیتِ 176 · حکایت پادشاه و کنیزک
دانه چون اندر زمین پنهان شود
سر آن سرسبزی بستان شود

مثلاً دانه هنگامی که در دلِ خاک پنهان می‌شود، رازِ پنهانی‌اش سرانجام به سرسبزیِ باغ و بوستان تبدیل می‌گردد.

بیتِ 177 · حکایت پادشاه و کنیزک
زر و نقره گر نبودندی نهان
پرورش کی یافتندی زیر کان‌‌

یا مثلاً اگر طلا و نقره در دلِ خاک پنهان نمی‌بودند، چگونه می‌توانستند در دلِ معدن پرورش یابند؟

بیتِ 178 · حکایت پادشاه و کنیزک