EN 0 0

نی‌نامه (۱): شکایتِ نی از فراق و رازِ عشق که در نالهٔ او نهفته است

نی‌نامه · 18 بیت
بیت 1
بشنو این نی چون شکایت می‌‌کند
از جدایی‌‌ها حکایت می‌‌کند
به این نی گوش فراده که چگونه ناله و شکایت می‌کند و از دردهای جدایی و دور افتادن از اصلِ خود سخن می‌گوید.
بیت 2
کز نیستان تا مرا ببریده‌‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌‌اند
از آن هنگام که مرا از اصل و وطنِ خویش جدا کرده‌اند، مرد و زن در ناله‌های جان‌گدازِ من، با من هم‌نوا شده و از دردِ فراق نالیده‌اند.
بیت 3
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق‌‌
سینه‌ای می‌خواهم که از دردِ دوری و جدایی پاره‌پاره شده باشد، تا بتوانم درد و رنجِ شوقِ به وصال را برای او بازگو کنم.
بیت 4
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش‌‌
هر کسی که از اصل و مبدأِ خویش دور افتاده باشد، همواره در پیِ روزگارِ وصل و پیوند با آن است.
بیت 5
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم‌‌
بیت 6
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من‌‌
بیت 7
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست‌‌
بیت 8
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست‌‌
بیت 9
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
بیت 10
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می ‌‌فتاد
بیت 11
نی حریف هر که از یاری برید
پرده‌‌هایش پرده‌‌های ما درید
بیت 12
همچو نی زهری و تریاقی که دید
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید
بیت 13
نی حدیث راه پر خون می‌‌کند
قصه‌‌های عشق مجنون می‌‌کند
بیت 14
محرم این هوش جز بی‌‌هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست‌‌
بیت 15
در غم ما روزها بی‌‌گاه شد
روزها با سوزها همراه شد
بیت 16
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست‌‌
بیت 17
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هر که بی‌‌روزی است روزش دیر شد
بیت 18
درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
← درسِ قبلیدرسِ بعدی →
← بازگشت به کتابخانه