نینامه (۲): دعوتِ نی به رهایی از بندهای دنیا و ناتوانیِ کلام از بیانِ حالِ عشق
بیت 19
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
چند باشی بند سیم و بند زر
بیت 20
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
بیت 21
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
بیت 22
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
بیت 23
شاد باش ای عشق خوشسودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
بیت 24
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
بیت 25
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
بیت 26
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صعقا
طور مست و خر موسی صعقا
بیت 27
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
بیت 28
هر که او از همزبانی شد جدا
بیزبان شد گر چه دارد صد نوا
بیزبان شد گر چه دارد صد نوا
بیت 29
چون که گل رفت و گلستان در گذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت
بیت 30
جمله معشوق است و عاشق پردهای
زنده معشوق است و عاشق مردهای
زنده معشوق است و عاشق مردهای
بیت 31
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
بیت 32
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
بیت 33
عشق خواهد کاین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینه غماز نبود چون بود
بیت 34
آینهات دانی چرا غماز نیست
زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست
زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست
← درسِ قبلیدرسِ بعدی →