EN 0 0

«اخلاص» در مثنوی

17 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
ای بسا ناورده استثنا به گفت
جان او با جان استثناست جفت‌‌

چه بسیار کسانی که لفظ «ان‌شاءالله» را به زبان نمی‌آورند، اما جانشان با حقیقتِ آن همراه است.

بیتِ 50 · حکایت پادشاه و کنیزک
کشتن آن مرد بر دست حکیم
نی پی اومید بود و نی ز بیم‌‌

کشته‌شدن آن مرد (زرگر) به دستِ طبیبِ الهی، نه از سرِ هیچ امید و طمعی بود و نه از روی ترس و بیم.

بیتِ 222 · حکایت پادشاه و کنیزک
او نکشتش از برای طبع شاه
تا نیامد امر و الهام اله‌‌

او (طبیب الهی) آن مرد را برای خوشایند و رضایتِ خاطرِ پادشاه نکشت، بلکه این کار را تنها زمانی انجام داد که فرمان و الهامِ خداوند نازل شد.

بیتِ 223 · حکایت پادشاه و کنیزک
شاه آن خون از پی شهوت نکرد
تو رها کن بدگمانی و نبرد

پادشاه آن ریختنِ خون (کشتنِ زرگر) را از روی هواوهوس انجام نداد؛ پس تو بدگمانی و مجادله را رها کن.

بیتِ 230 · حکایت پادشاه و کنیزک
تو گمان بردی که کرد آلودگی
در صفا غش کی هلد پالودگی‌‌

تو این‌گونه پنداشتی که او مرتکب گناه و ناپاکی شده است؛ درحالی‌که در صفا و خلوصِ راستین، هرگز غِش، کدورت و ناخالصی راه نمی‌یابد.

بیتِ 231 · حکایت پادشاه و کنیزک
آن منافق با موافق در نماز
از پی استیزه آید نی نیاز

آن منافق در نماز در کنار مؤمن می‌ایستد، اما نه از سر نیاز و اشتیاقِ به خدا بلکه از سر ستیز و ریا می‌آید.

بیتِ 285 · حکایت بقّال و طوطی
در نماز و روزه و حج و زکات
با منافق مؤمنان در برد و مات‌‌

مؤمنان در نماز و روزه و حج و زکات با منافقان در برد و باختند.

بیتِ 286 · حکایت بقّال و طوطی
مؤمنان را برد باشد عاقبت
بر منافق مات اندر آخرت‌‌

مؤمنان را در پایان پیروزی و رستگاری است، و منافق را در آخرت شکست و مات.

بیتِ 287 · حکایت بقّال و طوطی
گر چه هر دو بر سر یک بازی‌‌اند
هر دو با هم مروزی و رازی‌‌اند

اگرچه مؤمن و منافق در ظاهر مشغول یک بازی (اعمال عبادی) هستند، اما در حقیقت مانند یک فردِ اهل شهر «مرو» و یک فردِ اهلِ شهرِ «ری»، فرسنگ‌ها از هم فاصله دارند.

بیتِ 288 · حکایت بقّال و طوطی
هر یکی سوی مقام خود رود
هر یکی بر وفق نام خود رود

در نهایت، هر کدام به‌سوی جایگاه و مقام خود می‌رود و سرانجامِ هر کدام، مطابق با همان نام و حقیقت وی رقم می‌خورد.

بیتِ 289 · حکایت بقّال و طوطی
مؤمنش خوانند جانش خوش شود
ور منافق تیز و پر آتش شود

اگر او (منافق) را مؤمن بخوانند، جانش شاد و خوشحال می‌شود و اگر منافق بخوانندش، عصبانی و تندخو می‌گردد.

بیتِ 290 · حکایت بقّال و طوطی
نام او محبوب از ذات وی است
نام این مبغوض از آفات وی است‌‌

نام «مؤمن» چون از ذات و سرشت پاکش بر می‌خیزد محبوب است و نام «منافق» چون از آفات و بیماری‌های درونی‌اش نشأت می‌گیرد منفور است.

بیتِ 291 · حکایت بقّال و طوطی
میم و واو و میم و نون تشریف نیست
لفظ مؤمن جز پی تعریف نیست‌‌

حروف م، و، م، ن (که کلمه «مؤمن» را می‌سازند) به‌خودی‌خود مایهٔ شرافت و بزرگی کسی نیستند؛ بلکه لفظ «مؤمن» چیزی جز وسیله‌ای برای توصیف و تعریف آن حقیقت درونی نیست.

بیتِ 292 · حکایت بقّال و طوطی
گر منافق خوانی‌‌اش این نام دون
همچو کژدم می‌‌خلد در اندرون‌‌

وقتی فرد دورو را با نام واقعی‌اش یعنی «منافق» صدا می‌زنی، این اسمِ پست و بی‌ارزش، مانند عقرب عمق جانِ او را می‌گَزَد و می‌سوزاند.

بیتِ 293 · حکایت بقّال و طوطی
گرنه این نام اشتقاق دوزخ است
پس چرا در وی مذاق دوزخ است‌‌

اگر این نام (منافق) از جهنم ریشه نگرفته است، پس چرا طعم و مذاق جهنم را دارد؟

بیتِ 294 · حکایت بقّال و طوطی
زشتی آن نام بد از حرف نیست
تلخی آن آب بحر از ظرف نیست

زشتی آن نام بد (منافق) از حروف و الفبایش نیست، همان‌طور که تلخی آب دریا از ظرفی که در آن است نیست.

بیتِ 295 · حکایت بقّال و طوطی
حرف ظرف آمد در او معنی چو آب
بحر معنی عنده أم الکتاب‌‌

حرف مانند ظرف است و معنا مانند آب در آن؛ ولی دریایِ بیکرانِ معانی نزد خداوند در امّ الکتاب (سرچشمه اصلی کتاب آفرینش) است.

بیتِ 296 · حکایت بقّال و طوطی