EN 0 0

«تنزیه» در مثنوی

5 بیت در مثنوی

تدبرها، آیات و روایاتِ این موضوع
خود غریبی در جهان چون شمس نیست
شمس جان باقیی کش امس نیست‌‌

هیچ امرِ بی‌نظیر و شگفت‌انگیزی در جهان مانند خورشید نیست؛ خورشیدِ جان و روحی که جاودانه است و هیچ دیروزی برایش نیست .

بیتِ 119 · حکایت پادشاه و کنیزک
شمس در خارج اگرچه هست فرد
می‌‌توان هم مثل او تصویر کرد

هرچند خورشیدِ ظاهری در جهانِ بیرون یگانه و بی‌مانند است، اما می‌توان در اندیشه و خیال مثل و مانندی برایش تصور کرد.

بیتِ 120 · حکایت پادشاه و کنیزک
شمس جان کاو خارج آمد از اثیر
نبودش در ذهن و در خارج نظیر

اما خورشیدِ جان و روح که فراتر از عرصهٔ افلاک است، نه در ذهن و اندیشه و نه در جهانِ بیرون، هیچ مثل و مانندی ندارد.

بیتِ 121 · حکایت پادشاه و کنیزک
در تصور ذات او را گنج کو
تا درآید در تصور مثل او

ذات و حقیقتِ او اصلاً در ذهن و خیال نمی‌گنجد، تا چه رسد به اینکه مانندی برایش تصور شود.

بیتِ 122 · حکایت پادشاه و کنیزک
کار بی‌‌چون را که کیفیت نهد
این که گفتم هم ضرورت می‌‌دهد

چه کسی می‌تواند برای کار خداوند که بی‌چون‌وچرا و فراتر از توصیف است کیفیت و چگونگی تعیین کند؟ آنچه گفتم هم تنها از روی ناچاری و ضرورت بود.

بیتِ 311 · حکایت بقّال و طوطی