EN 0 0

درس ۳: فرق نهادن میان معجزه و سحر، و میان مؤمن و منافق

حکایت بقّال و طوطی · 22 بیت
بیت 277
سحر را با معجزه کرده قیاس
هر دو را بر مکر پندارد اساس
انسان بی‌ذوق سحر را با معجزه یکی دانسته و قیاس کرده، و پایه و اساس هر دو را بر مکر و فریب می‌پندارد.
بیت 278
ساحران موسی از استیزه را
برگرفته چون عصای او عصا
ساحران زمان موسی از روی دشمنی و ستیز، عصاهایی مانند عصای او به دست گرفتند.
بیت 279
زین عصا تا آن عصا فرقی است ژرف
زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
بین عصای موسی و عصای ساحران تفاوتی ژرف و عمیق است، و از عمل ساحران (جادو) تا عمل حضرت موسی (معجزه) راهی شگفت و بس دراز است.
بیت 280
لعنة الله این عمل را در قفا
رحمة الله آن عمل را در وفا
این عمل (سحر) لعنت خدا را به همراه دارد، ولی پاداش بجا آوردن آن عمل (معجزه) رحمت خدا خواهد بود.
بیت 281
کافران اندر مری بوزینه طبع
آفتی آمد درون سینه طبع
کافران در لجاجت و ستیزه‌جویی طبیعتی چون میمون دارند، و سرشت (حیوانی) آفتی است که درون سینهٔ آن‌ها نهفته است.
بیت 282
هرچه مردم می‌کند بوزینه هم
آن کند کز مرد بیند دم‌به‌دم
مثلاً هر کاری که انسان انجام می‌دهد، میمون هم عین همان را می‌کند و آنچه را که لحظه‌به‌لحظه از انسان می‌بیند، تقلید می‌کند.
بیت 283
او گمان برده که من کردم چو او
فرق را کی داند آن استیزه‌رو
او گمان می‌کند که من هم مثل او کردم، اما آن موجود لجوج کِی می‌تواند تفاوت این دو عمل را بفهمد؟
بیت 284
این کند از امر و او بهر ستیز
بر سر استیزه‌رویان خاک ریز
این یکی (انسان محقق) کارش را به فرمان الهی انجام می‌دهد، و آن دیگری (میمون مقلد) از سر ستیز و لجاجت. خاک بر سر ستیزه‌رویان باد.
بیت 285
آن منافق با موافق در نماز
از پی استیزه آید نی نیاز
آن منافق در نماز در کنار مؤمن می‌ایستد، اما نه از سر نیاز و اشتیاق به خدا بلکه از سر ستیز و ریا می‌آید.
بیت 286
در نماز و روزه و حج و زکات
با منافق مؤمنان در برد و مات
مؤمنان در نماز و روزه و حج و زکات با منافقان در برد و باختند.
بیت 287
مؤمنان را برد باشد عاقبت
بر منافق مات اندر آخرت
مؤمنان را در پایان پیروزی و رستگاری است، و منافق را در آخرت شکست و مات.
بیت 288
گرچه هر دو بر سر یک بازی‌اند
هر دو با هم مروزی و رازی‌اند
اگرچه مؤمن و منافق در ظاهر مشغول یک بازی (اعمال عبادی) هستند، اما در حقیقت مانند یک فرد اهل شهر «مرو» و یک فرد اهل شهر «ری»، فرسنگ‌ها از هم فاصله دارند.
بیت 289
هر یکی سوی مقام خود رود
هر یکی بر وفق نام خود رود
در نهایت، هرکدام به‌سوی جایگاه و مقام خود می‌رود و سرانجام هرکدام، مطابق با همان نام و حقیقت وی رقم می‌خورد.
بیت 290
مؤمنش خوانند جانش خوش شود
ور منافق تیز و پر آتش شود
اگر منافق را مؤمن بخوانند، جانش شاد و خوشحال می‌شود و اگر منافق بخوانندش، عصبانی و تندخو می‌گردد.
بیت 291
نام او محبوب از ذات وی است
نام این مبغوض از آفات وی است
نام «مؤمن» چون از ذات و سرشت پاکش بر می‌خیزد محبوب است و نام «منافق» چون از آفات و بیماری‌های درونی‌اش نشأت می‌گیرد منفور است.
بیت 292
میم و واو و میم و نون تشریف نیست
لفظ مؤمن جز پی تعریف نیست
حروف م، و، م، ن که کلمه «مؤمن» را می‌سازند به‌خودی‌خود مایهٔ شرافت و بزرگی کسی نیستند؛ بلکه لفظ «مؤمن» چیزی جز وسیله‌ای برای توصیف و تعریف آن حقیقت درونی نیست.
بیت 293
گر منافق خوانی‌اش این نام دون
همچو کژدم می‌خلد در اندرون
وقتی فرد دورو را با نام واقعی‌اش یعنی «منافق» صدا می‌زنی، این اسم پست و بی‌ارزش، مانند عقرب عمق جان او را می‌گَزَد و می‌سوزاند.
بیت 294
گرنه این نام اشتقاق دوزخ است
پس چرا در وی مذاق دوزخ است
اگر این نام (منافق) از جهنم ریشه نگرفته است، پس چرا طعم و مذاق جهنم را دارد؟
بیت 295
زشتی آن نام بد از حرف نیست
تلخی آن آب بحر از ظرف نیست
زشتی آن نام بد (منافق) از حروف و الفبایش نیست، همان‌طور که تلخی آب دریا از ظرفی که در آن است نیست.
بیت 296
حرف ظرف آمد در او معنی چو آب
بحر معنی عنده أم الکتاب
حرف مانند ظرف است و معنا مانند آب در آن؛ ولی دریای بی‌کران معانی نزد خداوند در امّ الکتاب (سرچشمه اصلی کتاب آفرینش) است.
بیت 297
بحر تلخ و بحر شیرین در جهان
در میانشان برزخ لا یبغیان
دریای تلخ و دریای شیرین در این جهان جاری‌اند، و میان آن دو حدفاصل و مرزی پنهان است که به حریم یکدیگر تجاوز نمی‌کنند.
بیت 298
وانگه این هر دو ز یک اصلی روان
برگذر زین هر دو رو تا اصل آن
بااین‌حال، بدان که هر دو دریای تلخ و شیرین، از یک اصل و سرچشمهٔ واحد جاری‌اند. پس از هر دوی این‌ها بگذر و به‌سوی آن اصل و سرچشمه برو.
← درسِ قبلیدرسِ بعدی →
← بازگشت به کتابخانه