درس ۴: در بیان سنگ محک شناخت
بیت 299
زر قلب و زر نیکو در عیار
بی محک هرگز ندانی ز اعتبار
بی محک هرگز ندانی ز اعتبار
طلای و سکهٔ تقلبی و طلای خالص را از روی ظاهر یا ادعا و بدون سنگ محک هرگز نمیتوان از هم تشخیص داد.
بیت 300
هر که را در جان خدا بنهد محک
هر یقین را بازداند او ز شک
هر یقین را بازداند او ز شک
هرکسی که خداوند نیروی تشخیص حق از باطل را در جانش قرار دهد، یقین را از شک تشخیص میدهد.
بیت 301
در دهان زنده خاشاکی جهد
آنگه آرامد که بیرونش نهد
آنگه آرامد که بیرونش نهد
مثلاً اگر خاشاکی در دهان آدم زنده بجهد، تا وقتی که آن را بیرون نیندازد آرام نمیگیرد.
بیت 302
در هزاران لقمه یک خاشاک خرد
چون درآمد حس زنده پی ببرد
چون درآمد حس زنده پی ببرد
یا مثلاً اگر در میان هزاران لقمه یک خاشاک کوچک وارد شود، حس آدم زنده بلافاصله آن را مییابد.
بیت 303
حس دنیا نردبان این جهان
حس دینی نردبان آسمان
حس دینی نردبان آسمان
حس دنیایی نردبان پیشرفت در عالم مُلک است، و حس دینی نردبان صعود به عالم ملکوت.
بیت 304
صحت این حس بجویید از طبیب
صحت آن حس بخواهید از حبیب
صحت آن حس بخواهید از حبیب
سلامت این حس دنیایی را از پزشک بخواهید، و سلامت آن حس دینی را از خدا طلب کنید.
بیت 305
صحت این حس ز معموری تن
صحت آن حس ز تخریب بدن
صحت آن حس ز تخریب بدن
سلامت حس دنیوی از آبادانی و تندرستی بدن حاصل میشود، و سلامت حس دینی از ویرانی و شکستن بدن.
بیت 306
راه جان مر جسم را ویران کند
بعد از آن ویرانی آبادان کند
بعد از آن ویرانی آبادان کند
راه روح و معنویت، ابتدا جسم را ویران میکند، اما پس از آن ویرانی، آن را بهگونهای بهتر آباد میسازد.
بیت 307
کرد ویران خانه بهر گنج زر
وز همان گنجش کند معمورتر
وز همان گنجش کند معمورتر
مثل کسی که خانه را برای گنج طلا خراب کرد، سپس با همان گنج آن را آبادتر از پیش ساخت.
بیت 308
آب را ببرید و جو را پاک کرد
بعد از آن در جو روان کرد آب خورد
بعد از آن در جو روان کرد آب خورد
یا مثل کسی که آب را قطع و بستر جو را پاک کرد، سپس دوباره آب گوارا را در بستر جو جاری کرد.
بیت 309
پوست را بشکافت و پیکان را کشید
پوست تازه بعد از آنش بردمید
پوست تازه بعد از آنش بردمید
یا مثل کسی که پوست را شکافت و تیر یا نیزه را بیرون کشید، و پس از آن پوست تازه روییدن گرفت.
بیت 310
قلعه ویران کرد و از کافر ستد
بعد از آن برساختش صد برج و سد
بعد از آن برساختش صد برج و سد
یا مثل کسی که قلعه را ویران ساخت و از دست کافر گرفت، و پس از آن صد برج و بارو بر آن ساخت.