درس ۵: حیرانی در کار دین و دزدیدن مرد دون سخن درویشان
بیت 311
کار بیچون را که کیفیت نهد
اینکه گفتم هم ضرورت میدهد
اینکه گفتم هم ضرورت میدهد
چه کسی میتواند برای کار خداوند که بیچونوچرا و فراتر از توصیف است کیفیت و چگونگی تعیین کند؟ آنچه گفتم هم تنها از روی ناچاری و ضرورت بود.
بیت 312
گه چنین بنماید و گه ضد این
جز که حیرانی نباشد کار دین
جز که حیرانی نباشد کار دین
گاهی افعال خداوند به این شکل نمایان میشود و گاهی درست برعکس آن؛ کار دین چیزی جز حیرت و سرگشتگی نیست.
بیت 313
نی چنان حیران که پشتش سوی اوست
بل چنین حیران و غرق و مست دوست
بل چنین حیران و غرق و مست دوست
نه آنگونه سرگشته که پشتش به خدا باشد و از او رو برگردانده باشد، بلکه چنان سرگشته که در خدا غرق و مست عشق اوست.
بیت 314
آن یکی را روی او شد سوی دوست
و آن یکی را روی او خود روی اوست
و آن یکی را روی او خود روی اوست
یکی چهرهاش بهسوی دوست برگشته، اما دیگری چهرهاش خود چهره دوست شده است.
بیت 315
روی هر یک مینگر میدار پاس
بو که گردی تو ز خدمت روشناس
بو که گردی تو ز خدمت روشناس
به چهره هریک بنگر و بادقت مراقب باش، شاید با خدمت به ایشان چهره شناس شوی (و شیاطین انسانی از اولیای انسانی را تشخیص دهی).
بیت 316
چون بسی ابلیس آدمروی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
پس به هر دستی نشاید داد دست
چون بسیارند شیطان صفتانی که چهره آدمیزاد دارند، پس نباید به هر دستی دست بیعت داد.
بیت 317
زان که صیاد آورد بانگ صفیر
تا فریبد مرغ را آن مرغگیر
تا فریبد مرغ را آن مرغگیر
چراکه شکارچی صدای سوت و آواز پرنده را در میآورد، تا او را فریب دهد و به دام بیندازد.
بیت 318
بشنود آن مرغ بانگ جنس خویش
از هوا آید بیابد دام و نیش
از هوا آید بیابد دام و نیش
آن پرنده صدای همنوع خود را میشنود و از آسمان فرود میآید، اما بهجای همنوع گرفتار تله و تیزی چاقوی صیاد شود.
بیت 319
حرف درویشان بدزدد مرد دون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون
آدم فرومایه و نااهل سخنان و اصطلاحات درویشان را میدزدد تا با آن سحر یا نیرنگ، انسان سادهدلی را فریب دهد.
بیت 320
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
کار مردان الهی نورانیت و عشق بخشیدن است، اما کار مدعیان فرومایه حیله کردن و بیحیایی است.
بیت 321
شیر پشمین از برای کد کنند
بومسیلم را لقب احمد کنند
بومسیلم را لقب احمد کنند
شیری از پشم میسازند تا با آن گدایی و کسب درآمد کنند، و به مسیلمهٔ دروغگو که ادعای پیامبری کرد لقب احمد (حضرت محمد ص) میدهند.
بیت 322
بومسیلم را لقب کذاب ماند
مر محمد را اولوالالباب ماند
مر محمد را اولوالالباب ماند
اما لقب کذاب (دروغگو) بر مسیلمه ماند، و لقب اولوالالباب (خِرَدمند) برای محمد باقی ماند.
بیت 323
آن شراب حق ختامش مشک ناب
باده را ختمش بود گند و عذاب
باده را ختمش بود گند و عذاب
آن شراب حقیقی و الهی پایانش مُشک خالص و خوشبویی است، اما شراب دنیایی پایانش بدبویی و عذاب است.
← درسِ قبلیدرسِ بعدی →