درس 5: بردن پادشاه آن طبیب را بر سر بیمار تا حال او را ببیند
بیت 101
چون گذشت آن مجلس و خوان کرم
دست او بگرفت و برد اندر حرم
دست او بگرفت و برد اندر حرم
معنا: وقتی که آن مهمانی و سفرهی سخاوت به پایان رسید، دستِ او را گرفت و به درونِ خلوتگاه و سَرایِ خویش برد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 102
قصۀ رنجور و رنجوری بخواند
بعد از آن در پیش رنجورش نشاند
بعد از آن در پیش رنجورش نشاند
معنا: داستان بیمار و بیماریِ او را برایش بازگفت، و پس از آن او را در برابرِ بیمار نشاند.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 103
رنگ رو و نبض و قاروره بدید
هم علاماتش هم اسبابش شنید
هم علاماتش هم اسبابش شنید
معنا: رنگِ چهره و نبض و ادرارِ بیمار را معاینه کرد، و هم نشانههای بیماری و هم علتهای آن را شنید.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 104
گفت هر دارو که ایشان کردهاند
آن عمارت نیست ویران کردهاند
آن عمارت نیست ویران کردهاند
معنا: گفت: «هر دارویی که آن پزشکان به کار بردهاند، نهتنها آبادانی نیاورده، بلکه ویرانی به بار آورده است.»
بیت 105
بیخبر بودند از حال درون
أستعیذ الله مما یفترون
أستعیذ الله مما یفترون
معنا: آنان کاملاً از حالِ درونیِ بیمار بیخبر بودند؛ به خدا پناه میبرم از آنچه به ناروا و بیبنیاد گفتند.
بیت 106
دید رنج و کشف شد بر وی نهفت
لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت
لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت
معنا: رنج و بیماریِ او را دریافت و رازِ پنهانش بر او آشکار شد، اما آن را مخفی داشت و به پادشاه نگفت.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 107
رنجش از صفرا و از سودا نبود
بوی هر هیزم پدید آید ز دود
بوی هر هیزم پدید آید ز دود
معنا: بیماریِ او ناشی از غلبهٔ صفرا یا سودا نبود؛ چرا که بویِ جنس و نوعِ هر هیزمی از دودی که بلند میشود، آشکار میگردد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 108
دید از زاریش کو زار دل است
تن خوش است و او گرفتار دل است
تن خوش است و او گرفتار دل است
معنا: از ناله و زاریاش دریافت که او بیمارِ دل و عاشق است؛ جسمش سالم است، اما روح و جانش در بندِ عشق شده است.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 109
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
معنا: عشق و عاشقی از زاری و بیقراریِ دل آشکار میشود؛ و هیچ بیماری و دردی مانند بیماریِ دل نیست.
بیت 110
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
معنا: دردِ عاشق با دیگر دردها یکسان نیست؛ عشق اسطرلابی برای کشف و شناختِ رازهای الهی است.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 111
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
معنا: عشق چه مادی و زمینی باشد و چه معنوی و آسمانی، سرانجام ما را به همان سرمنزلِ حقیقی هدایت میکند.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 112
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
معنا: هر اندازه که در توصیف و توضیحِ عشق سخن بگویم، وقتی به خودِ عشق میرسم، از آن سخنانِ خود شرمسار میشوم.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 113
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بیزبان روشنتر است
لیک عشق بیزبان روشنتر است
معنا: اگرچه توضیح و تفسیرِ زبان روشنگر و گویاست، اما عشقی که در زبان و کلام نگنجد بسیار روشنتر و گویاتر است.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 114
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
معنا: وقتی قلم با شتاب در حالِ نوشتن بود، همین که به عشق رسید، از عجز و شرم شکاف برداشت و از حرکت بازماند.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 115
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
معنا: عقل در توضیحِ عشق، همچون خری در گِل فروماند؛ در نهایت، این خودِ عشق بود که شرحِ عشق و عاشقی را بیان کرد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 116
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
معنا: خورشید خود دلیل و گواهِ وجودِ خویش است؛ اگر برهان و دلیل برای اثباتِ آن میخواهی، از آن روی برمگردان.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 117
از وی ار سایه نشانی میدهد
شمس هر دم نور جانی میدهد
شمس هر دم نور جانی میدهد
معنا: اگر سایه تنها نشانهای کمرنگ از خورشید به دست میدهد، خودِ خورشید در هر لحظه نوری جانبخش میافشاند.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 118
سایه خواب آرد ترا همچون سمر
چون بر آید شمس انشق القمر
چون بر آید شمس انشق القمر
معنا: سایه مانند افسانهسراییِ شبانه تو را به خواب میبرد، اما وقتی خورشید طلوع کند، ماه شکافته میشود.
ارتباط قرآنی/حدیثی
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 119
خود غریبی در جهان چون شمس نیست
شمس جان باقیی کش امس نیست
شمس جان باقیی کش امس نیست
معنا: هیچ امرِ بینظیر و شگفتانگیزی در جهان مانند خورشید نیست؛ خورشیدِ جان و روحی که جاودانه است و هیچ دیروزی برایش نیست .
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 120
شمس در خارج اگرچه هست فرد
میتوان هم مثل او تصویر کرد
میتوان هم مثل او تصویر کرد
معنا: هرچند خورشیدِ ظاهری در جهانِ بیرون یگانه و بیمانند است، اما میتوان در اندیشه و خیال مثل و مانندی برایش تصور کرد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 121
شمس جان کاو خارج آمد از اثیر
نبودش در ذهن و در خارج نظیر
نبودش در ذهن و در خارج نظیر
معنا: اما خورشیدِ جان و روح که فراتر از عرصهٔ افلاک است، نه در ذهن و اندیشه و نه در جهانِ بیرون، هیچ مثل و مانندی ندارد.
بیت 122
در تصور ذات او را گنج کو
تا درآید در تصور مثل او
تا درآید در تصور مثل او
معنا: ذات و حقیقتِ او اصلاً در ذهن و خیال نمیگنجد، تا چه رسد به اینکه مانندی برایش تصور شود.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 123
چون حدیث روی شمسالدین رسید
شمس چارم آسمان سر در کشید
شمس چارم آسمان سر در کشید
معنا: همین که سخن از حقیقتِ شمسِالدین تبریزی به میان آمد، خورشیدِ فلکِ چهارم از خجالت سر خود را پایین انداخت و پنهان شد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 124
واجب آید چون که آمد نام او
شرح کردن رمزی از انعام او
شرح کردن رمزی از انعام او
معنا: اکنون که نامِ شمسالدین بر زبان آمد، لازم و شایسته است که رازی از بخششها و عنایاتِ او بیان شود.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 125
این نفس جان دامنم برتافته است
بوی پیراهان یوسف یافته است
بوی پیراهان یوسف یافته است
معنا: در این لحظه روح و جانم دامنِ مرا گرفته و التماس میکند؛ زیرا عطرِ پیراهنِ یوسف (بوی خوشِ معشوق) را احساس کرده است.
ارتباط قرآنی/حدیثی
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 126
از برای حق صحبت سالها
بازگو حالی از آن خوش حالها
بازگو حالی از آن خوش حالها
معنا: حسامالدین گفت: «بهپاس دوستی و همنشینی سالیان دراز، یکی از آن حالهای دلانگیز را دوباره بیان کن.»
بیت 127
تا زمین و آسمان خندان شود
عقل و روح و دیده صدچندان شود
عقل و روح و دیده صدچندان شود
معنا: «تا از برکتِ این سخن، زمین و آسمان شادمان و خندان گردند و عقل، روح و بینشِ انسان صدها برابر افزایش یابد.»
بیت 128
لا تکلفنی فإنی فی الفنا
کلت أفهامی فلا أحصی ثنا
کلت أفهامی فلا أحصی ثنا
معنا: گفتم: «مرا بهزحمت مینداز و به سخنگفتن وامدار که من در حالتِ فنا و بیخودی هستم؛ عقل و فهمم از کار افتاده و و نمیتوانم ثنا و ستایش او را بشمارم.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 129
کل شیء قاله غیر المفیق
إن تکلف أو تصلف لا یلیق
إن تکلف أو تصلف لا یلیق
معنا: «هر سخنی که انسانِ ازخودبیخود و مستِ عشق بگوید، چه از روی تکلف باشد و چه از سرِ خودنمایی، شایسته نیست.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 130
من چه گویم یک رگم هشیار نیست
شرح آن یاری که او را یار نیست
شرح آن یاری که او را یار نیست
معنا: «من چه بگویم، درحالیکه یک رگ از وجودم هوشیار نمانده؛ چگونه یاری را وصف کنم که او را هیچ همتایی نیست؟»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 131
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
معنا: «بیانِ دردِ این جدایی و این خونِدلخوردن را فعلاً رها کن تا در وقت و فرصتی دیگر به آن بپردازیم.»
بیت 132
قال أطعمنی فإنی جائع
واعتجل فالوقت سیف قاطع
واعتجل فالوقت سیف قاطع
معنا: حسامالدین گفت: «مرا غذا بده که گرسنهام، و شتاب کن؛ زیرا زمان مانند شمشیری بُرّنده است که عمر را میبُرد.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 133
صوفی ابنالوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
معنا: «ای دوست! صوفی (مؤمن راستین) فرزندِ همین لحظه است؛ کارِ امروز را به فردا انداختن از شرایطِ این راه نیست.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 134
تو مگر خود مرد صوفی نیستی
هست را از نسیه خیزد نیستی
هست را از نسیه خیزد نیستی
معنا: «مگر تو خودت صوفی نیستی؟ به تعویقانداختن کارِ امروز هستی را به نیستی تبدیل میکند.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 135
گفتمش پوشیده خوشتر سر یار
خود تو در ضمن حکایت گوش دار
خود تو در ضمن حکایت گوش دار
معنا: به او گفتم: «رازِ معشوق اگر پنهان و پوشیده بماند بهتر است؛ پس تو خودت این راز را در لابهلایِ این داستان گوش کن و دریاب.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 136
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
گفته آید در حدیث دیگران
معنا: «خوشایندتر آن است که رازِ معشوقان، در سخنِ دیگران بیان شود.»
بیت 137
گفت مکشوف و برهنه گوی این
آشکارا به که پنهان ذکر دین
آشکارا به که پنهان ذکر دین
معنا: حسامالدین گفت: «این را آشکار و عریان بیان کن؛ زیرا گفتنِ سخنِ دین بهصورت آشکار، بهتر از پنهان گفتنِ آن است.»
بیت 138
پرده بردار و برهنه گو که من
مینخسبم با صنم با پیرهن
مینخسبم با صنم با پیرهن
معنا: «پرده و حجاب را کنار بزن و کاملاً بیپرده و آشکارا سخن بگو؛ زیرا من با معشوق با لباس و پیراهن نمیخوابم.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 139
گفتم ار عریان شود او در عیان
نی تو مانی نی کنارت نی میان
نی تو مانی نی کنارت نی میان
معنا: گفتم: «اگر معشوق (حقیقت مطلق) بهصورت کاملاً آشکار و عریان جلوهگر شود، نه از تو چیزی باقی میماند، نه از آغوشت و نه هیچ فاصلهای میان شما.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 140
آرزو میخواه لیک اندازه خواه
برنتابد کوه را یک برگ کاه
برنتابد کوه را یک برگ کاه
معنا: «آرزو و خواسته داشته باش، اما بهاندازه و در حدِ گنجایشِ خود؛ چرا که یک برگِ کاه هرگز توانِ تحملِ سنگینیِ یک کوه را ندارد.»
بیت 141
آفتابی کز وی این عالم فروخت
اندکی گر پیش آید جمله سوخت
اندکی گر پیش آید جمله سوخت
معنا: «خورشیدی که این جهان از پرتوِ آن روشن و فروزان است، اگر کمی نزدیکتر آید، همه چیز را میسوزاند و خاکستر میکند.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 142
فتنه و آشوب و خونریزی مجوی
بیش از این از شمس تبریزی مگوی
بیش از این از شمس تبریزی مگوی
معنا: «دنبالِ فتنه و آشوب و خونریزی مباش، و دیگر از شمسِ تبریزی سخنی مگو.»
بیت 143
این ندارد آخر از آغاز گوی
رو تمام این حکایت بازگوی
رو تمام این حکایت بازگوی
معنا: این راز پایانی ندارد؛ پس به سرِ اصلِ سخن برگرد، و برو ادامهٔ این داستان را کامل بیان کن.