درس ۷: دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بیت 182
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمهای آگاه کرد
شاه را زان شمهای آگاه کرد
پس از آن ˺طبیب الهی˹ برخاست و آهنگ پادشاه کرد، و پادشاه را از آن ˺بیماری˹ اندکی آگاه کرد.
بیت 183
گفت تدبیر آن بود کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
حاضر آریم از پی این درد را
گفت: «تدبیر آن است که آن مرد ˺زرگر˹ را برای ˺درمان˹ این درد حاضر کنیم.»
بیت 184
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور
با زر و خلعت بده او را غرور
«مرد زرگر را از آن شهر دور ˺سمرقند˹ فراخوان و با طلا و جامهٔ گرانبها او را بفریب.»