درس 6: خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
بیت 144
گفت ای شه خلوتی کن خانه را
دور کن هم خویش و هم بیگانه را
دور کن هم خویش و هم بیگانه را
معنا: طبیب الهی گفت: «ای پادشاه، خانه را خلوت کن و هم خویشاوندان و هم بیگانگان را از آن دور ساز.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 145
کس ندارد گوش در دهلیزها
تا بپرسم زین کنیزک چیزها
تا بپرسم زین کنیزک چیزها
معنا: «مراقب باشید تا کسی در راهروها و دهلیزها گوش نایستاد، تا بتوانم از این کنیزک چیزهایی بپرسم.»
بیت 146
خانه خالی ماند و یک دیار نی
جز طبیب و جز همان بیمار نی
جز طبیب و جز همان بیمار نی
معنا: خانه کاملاً خلوت شد و هیچکس در آن نماند؛ جز آن طبیب الهی و همان کنیزِ بیمار، هیچکس در آنجا نبود.
بیت 147
نرمنرمک گفت شهر تو کجاست
که علاج اهل هر شهری جداست
که علاج اهل هر شهری جداست
معنا: با نرمی و ملایمت پرسید: «شهرِ تو کجاست؟ چرا که درمان و علاجِ مردمِ هر شهری با شهرِ دیگر متفاوت است.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 148
واندر آن شهر از قرابت کیستت
خویشی و پیوستگی با چیستت
خویشی و پیوستگی با چیستت
معنا: «در آن شهر چه کسانی از خویشاوندانِ تو هستند، و با چه کسانی تعلق، پیوند و آشنایی داری؟»
بیت 149
دست بر نبضش نهاد و یک به یک
باز میپرسید از جور فلک
باز میپرسید از جور فلک
معنا: طبیب الهی دست بر نبضِ او گذاشت و یکییکی از جور و ستمِ روزگار از او میپرسید.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 150
چون کسی را خار در پایش جهد
پای خود را بر سر زانو نهد
پای خود را بر سر زانو نهد
معنا: مثلاً وقتی خاری در پای کسی فرومیرود، پای خود را روی زانویش میگذارد تا آن را بیرون آورد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 151
وز سر سوزن همی جوید سرش
ور نیابد میکند با لب ترش
ور نیابد میکند با لب ترش
معنا: و با نوکِ سوزن به دنبالِ سرِ خار میگردد، و اگر آن را پیدا نکند، محلِ زخم را با لب خود خیس و نرم میکند.
بیت 152
خار در پا شد چنین دشواریاب
خار در دل چون بود واده جواب
خار در دل چون بود واده جواب
معنا: وقتی پیداکردن خاری که در پا رفته اینچنین دشوار است، پس خاری که در دل فرورفته چگونه خواهد بود؟ پاسخ بده!
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 153
خار در دل گر بدیدی هر خسی
دست کی بودی غمان را بر کسی
دست کی بودی غمان را بر کسی
معنا: اگر هر انسانِ پستی میتوانست خارِ دل را ببیند، دیگر هرگز غم و اندوه بر کسی چیره نمیشد.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 154
کس به زیر دم خر خاری نهد
خر نداند دفع آن برمیجهد
خر نداند دفع آن برمیجهد
معنا: مثلاً اگر کسی خاری زیرِ دُمِ الاغی بگذارد، الاغ راهِ برطرفکردن آن را نمیداند و ناگهان میپرد.
بیت 155
برجهد وان خار محکمتر زند
عاقلی باید که خاری برکند
عاقلی باید که خاری برکند
معنا: الاغ بالا و پایین میپرد و با این کار خار محکمتر و عمیقتر فرومیرود؛ عاقلی لازم است تا آن خار را بیرون بکشد.
بیت 156
خر ز بهر دفع خار از سوز و درد
جفته میانداخت صد جا زخم کرد
جفته میانداخت صد جا زخم کرد
معنا: الاغ برای رهایی از خار و به دلیل درد و سوزش، مدام جفتک میانداخت و با این کار، صد جای خودش را زخمی و مجروح کرد.
بیت 157
آن حکیم خارچین استاد بود
دست میزد جابهجا میآزمود
دست میزد جابهجا میآزمود
معنا: آن طبیبِ خارشناس و خارکَن، استاد بود؛ دست بر جاهای مختلف میگذاشت و امتحان و بررسی میکرد.
بیت 158
زان کنیزک بر طریق داستان
باز میپرسید حال دوستان
باز میپرسید حال دوستان
معنا: طبیب الهی در قالبِ روایت و داستان، از حالِ دوستان و آشنایانِ آن کنیزک پرسوجو میکرد.
بیت 159
با حکیم او قصهها میگفت فاش
از مقام و خواجگان و شهرتاش
از مقام و خواجگان و شهرتاش
معنا: کنیزک آشکارا و بدون پنهانکاری، داستانها و سرگذشتِ خود را از دیارش، اربابانش، و از همشهریانش برای طبیب بازگو میکرد.
بیت 160
سوی قصه گفتنش میداشت گوش
سوی نبض و جستنش میداشت هوش
سوی نبض و جستنش میداشت هوش
معنا: طبیب به داستانگوییِ او گوش میداد و همزمان تمامِ حواس و توجهش به نبض و تپیدنِ آن بود.
بیت 161
تا که نبض از نام کی گردد جهان
او بود مقصود جانش در جهان
او بود مقصود جانش در جهان
معنا: تا ببیند نبضش با شنیدنِ نامِ چه کسی تند میزند، و معلوم شود او همان معشوق و محبوبِ واقعی او در این جهان است.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 162
دوستان شهر او را برشمرد
بعد از آن شهری دگر را نام برد
بعد از آن شهری دگر را نام برد
معنا: طبیب الهی دوستان و اهالیِ شهرِ کنیزک را یکبهیک نام برد و سپس به سراغِ نامبردن از شهری دیگر رفت.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 163
گفت چون بیرون شدی از شهر خویش
در کدامین شهر بودستی تو بیش
در کدامین شهر بودستی تو بیش
معنا: طبیب الهی گفت: «وقتی از شهرِ خود بیرون آمدی، بیشتر در کدام شهر اقامت داشتی؟»
بیت 164
نام شهری گفت و زان هم درگذشت
رنگ روی و نبض او دیگر نگشت
رنگ روی و نبض او دیگر نگشت
معنا: کنیزک نامِ شهری دیگر را برد و از آن هم گذشت، اما رنگِ چهره و نبضِ او هیچ تغییری نکرد.
بیت 165
خواجگان و شهرها را یک به یک
باز گفت از جای و از نان و نمک
باز گفت از جای و از نان و نمک
معنا: کنیزک از اربابها و شهرهایی که دیده بود، یکبهیک سخن گفت و از محل اقامت، نانونمک و مهماننوازیهای آنان یادکرد.
بیت 166
شهر شهر و خانه خانه قصه کرد
نی رگش جنبید و نی رخ گشت زرد
نی رگش جنبید و نی رخ گشت زرد
معنا: کنیزک شهر به شهر و خانهبهخانه داستان گفت، اما نه نبضش تغییری کرد و نه رنگِ چهرهاش زرد شد.
بیت 167
نبض او بر حال خود بد بیگزند
تا بپرسید از سمرقند چو قند
تا بپرسید از سمرقند چو قند
معنا: نبضِ او بدونِ هیچ تغییری در حالتِ طبیعیِ خود باقی بود، تا اینکه طبیب از شهرِ سمرقند که مثلِ قند شیرین است پرسش کرد.
بیت 168
نبض جست و روی سرخ و زرد شد
کز سمرقندی زرگر فرد شد
کز سمرقندی زرگر فرد شد
معنا: با شنیدنِ نامِ سمرقند نبضش شروع به جهیدن کرد و رنگِ چهرهاش سرخ و زرد شد؛ زیرا از یک زرگرِ اهلِ سمرقند جداافتاده بود.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
تدبر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 169
چون ز رنجور آن حکیم این راز یافت
اصل آن درد و بلا را باز یافت
اصل آن درد و بلا را باز یافت
معنا: وقتی آن طبیبِ الهی این راز را از زبانِ بیمار دریافت، به ریشه و علتِ اصلیِ آن درد و گرفتاری پی برد.
بیت 170
گفت کوی او کدام است در گذر
او سر پل گفت و کوی غاتفر
او سر پل گفت و کوی غاتفر
معنا: طبیب الهی پرسید: «کوی و محلهٔ او در کدام گذر است؟» کنیزک پاسخ داد: «سرِ پل و در محلهٔ غاتفر.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 171
گفت دانستم که رنجت چیست زود
در خلاصت سحرها خواهم نمود
در خلاصت سحرها خواهم نمود
معنا: طبیب الهی گفت: «دریافتم که علّتِ بیماریات چیست، و بهسرعت برای رهایی و درمانِ تو افسونها و جادوها خواهم کرد.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 172
شاد باش و فارغ و ایمن که من
آن کنم با تو که باران با چمن
آن کنم با تو که باران با چمن
معنا: «شادمان، آسودهخاطر و در امان باش که من با تو کاری خواهم کرد که باران با سبزه و چمن میکند.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 173
من غم تو میخورم تو غم مخور
بر تو من مشفقترم از صد پدر
بر تو من مشفقترم از صد پدر
معنا: «من اندوه و نگرانی تو را به جان میخرم، پس تو دیگر غم مخور؛ چراکه من نسبت به تو از صد پدر مهربانتر و دلسوزترم.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 174
هان و هان این راز را با کس مگو
گرچه از تو شه کند بس جستجو
گرچه از تو شه کند بس جستجو
معنا: «آگاه باش و مبادا این راز را با کسی در میان بگذاری، حتی اگر پادشاه دربارهٔ آن بسیار از تو پرسوجو کند.»
بیت 175
چون که اسرارت نهان در دل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود
معنا: «هرگاه رازهایت را در دل پنهان نگهداری، بسیار سریعتر به خواسته و آرزوی خود خواهی رسید.»
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 176
گفت پیغمبر که هر که سر نهفت
زود گردد با مراد خویش جفت
زود گردد با مراد خویش جفت
معنا: پیامبر (ص) فرمود: «هر کس رازِ دلِ خود را پنهان نگه دارد، بهزودی به آرزوی خود میرسد.»
ارتباط قرآنی/حدیثی
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 177
دانه چون اندر زمین پنهان شود
سر آن سرسبزی بستان شود
سر آن سرسبزی بستان شود
معنا: مثلاً دانه هنگامی که در دلِ خاک پنهان میشود، رازِ پنهانیاش سرانجام به سرسبزیِ باغ و بوستان تبدیل میگردد.
بیت 178
زر و نقره گر نبودندی نهان
پرورش کی یافتندی زیر کان
پرورش کی یافتندی زیر کان
معنا: یا مثلاً اگر طلا و نقره در دلِ خاک پنهان نمیبودند، چگونه میتوانستند در دلِ معدن پرورش یابند؟
بیت 179
وعدهها و لطفهای آن حکیم
کرد آن رنجور را ایمن ز بیم
کرد آن رنجور را ایمن ز بیم
معنا: نویدهای صادقانه و مهربانیهای آن طبیبِ الهی، بیمارِ رنجور را از هرگونه بیم و هراس آسودهخاطر ساخت.
بیت 180
وعدهها باشد حقیقی دلپذیر
وعدهها باشد مجازی تاسهگیر
وعدهها باشد مجازی تاسهگیر
معنا: برخی وعدهها راستین و دلنشیناند، و برخی وعدهها دروغین و اضطرابآور هستند .
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 181
وعدهٔ اهل کرم گنج روان
وعدهٔ نااهل شد رنج روان
وعدهٔ نااهل شد رنج روان
معنا: وعده و قولِ انسانهای بزرگوار و بخشنده، گنجی جاری و سرمایهای پایدار است؛ درحالیکه وعدهٔ انسانهای پست و نااهل، موجب رنج و عذابِ روح و جان میشود.
تفسیر
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا